الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

450

الغدير ( فارسى )

والاترين صفات كمال او راست كه خدايش دين و دنيا بخشيد و خلق روزگار به خدمتش گراييد . - هماره سايهء پدرش بر دوام باد و دولتش پاينده و كامكار و كامروا ، و نيز برادران گرامىاش و عموى بزرگوارش يكه‌سوار مسلمانان . قصيده‌اى سروده كه در آن ملك صالح را ثنا گفته و خاندان پيامبر را رثا : - روا نباشد كه بر شيدايى من ملامت آرى ، گرچه ناصحى مشفق و مهربانى . - من آن شوريدهء زارم كه با دلدادگى پيمان دارم و راهى به دلدارى من نيست . - شعله‌هاى درونى ، سينهء چون شيشه‌ام را درهم شكست و رقيب به راز درونم پى برد . - با آنكه از ديده‌ام پيمان گرفته بودم ، راز درونم را برملا ساخت و كوس رسوايى ما بر سر هربام زدند . - ديده را به ملامت درسپردم ، سوز درون به معذرت برخاست و هرچه بود به آتش كشيد . از همين قصيده است : - اى دوستان ! صلاح من در پرهيز از عشق و نواست تا شما چه گوييد ؟ - اينك دردى به دل دارم كه جاى عشق و شوريدگى نماند و خمار شيدايى از سر بپراند . - فراموشى چنان دست شيدايى از سرم كوتاه نمود كه ديگر نغمهء نافرمانى ساز نكنم . - تاريكى شب كه سايه‌گستر شود ، شكيبايى از دل برود ؛ انتقام اميدى خام است ، اما غم و اندوه همدم . - ميدان سخن سخت و ناهموار باشد ، اما نوحه‌سراى خاندان احمد ، راهى بس هموار در پيش دارد . - اينك كه شمشير تيز و سنان خونريز را نوبت جولان نيست ، زبان خامه را به نصرت و يارى آزاد كن . - حديث از خاندان على گوى و ستمى كه بر آنان رفت . ترانه و غزل را شيوهء دگر بياراى . - خاندان اميه ميراث رسول را بربود و بر خاندان محمد غارت آورد . - با صاحبان مسند خلافت راه خلاف گرفتند و در قبال برهان بهتان زدند .